اگــــــر
هدفـــی بــــرای زنــــــدگــی …
دلــی بـــرای دوست داشــتـــن …
و خــــدایــــی بــــرای پــــرستــــش داری …
♥ خــــــــــــــوشبخــــتی ♥

چقد زیباست . . . . .
از شيخ بهايی پرسيدند: "سخت می گذرد" چه بايد کرد؟
گفت: خودت که ميگويی
سخت "ميگذرد"
سخت که "نميماند"!
پس خدارو شکر که "می گذرد" و "نمی ماند"
ديروزت خوب يا بد "گذشت"
و امروز روز ديگری است…
قدری شادی با خود به خانه ببر…
راه خانه ات را که ياد گرفت
فردا با پای خودش می آيد…
محدث عظیم و سالک وارسته، مرحوم مجلسی اوّل میفرماید:
«در اوایل جوانی مایل بودم، نماز شب بخوانم امّا نماز قضا بر عهدهام بود و به همین دلیل احتیاط میکردم و نمیخواندم. خدمت شیخ بهائی(ره) عرض نمودم، فرمود: «نماز قضا بخوان.» امّا من با خود میگفتم نماز شب ويژگيهاي خاصّ خود را دارد و با نمازهای واجب فرق میکند. یک شب بالای پشت بام خانهام در خواب و بیداری بودم که امام زمان(ع) را در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع دیدم. با شوق و شعف نزد او رفتم و سؤالاتی کردم از جمله خواندن نماز شب. فرمود: «نماز قضا بخوان!»
عرض کردم:« یا بن رسول الله، همیشه دستم به شما نمیرسد! کتابی به من بدهید که به آن عمل کنم.»
فرمود:«برو از آقا محمّد تاج کتاب بگیر!» در خواب گویا او را میشناختم؛ رفتم کتاب را از او گرفتم و مشغول خواندن بودم و میگریستم که از خواب بیدار شدم.
از ذهنم گذشت که شاید محمّد تاج همان شیخ بهايی است و منظور امام از تاج، این است که شیخ بهایی ریاست شریعت را در آن دوره به عهده دارد.
نماز صبح را خواندم و خدمت ایشان رفتم. دیدم شیخ با سیّد گلپایگانی مشغول مقابلة صحیفة سجّادیّه است.
ماجرا را برایش نقل کردم. فرمود:« ان شاءالله به چیزی که میخواهی میرسی.»
بعد ناگهان یاد جایی که امام را در آن ملاقات کرده بودم، افتادم و به کنار مسجد جامع رفتم. در آنجا آقا حسن تاج را دیدم که از آشنایان قدیم بود. مرا که دید گفت:«ملّا محمّد تقی! من از دست طلبهها به تنگ آمدهام. کتاب را از من میگیرند و پس نمیدهند. بیا برویم خانه یک سری کتب به تو بدهم.» مرا به خانهاش برد، در اتاقی را باز کرد و گفت:«هر کتابی را که میخواهی بردار!»
کتابی را برداشتم؛ ناگهان دیدم همان کتابی است که دیشب در خواب دیده بودم. «صحیفة سجّادیّه» بود. به گریه افتادم. برخاستم و بیرون آمدم.
گفت:«باز هم بردار!»
گفتم:«همین بس است.»
پس شروع نمودم به تصحیح و مقابله و آموختن صحیفة سجّادیّه به مردم و چنان شد که از برکت این کتاب، بسیاری از اهل اصفهان مستجاب الدّعوه شدند.
مرحوم مجلسی دوم میفرماید: «مجلسی اوّل چهل سال از عمر خود را صرف ترویج صحیفه کرد و انتشار این کتاب توسط او باعث شد که اکنون خانهای نیست که صحیفه در آن نباشد. این حکایت بزرگ باعث شد بر صحیفه شرح فارسی بنویسم که عوام و خواص از آن بهرهمند شوند».
٭ امام شناسی، ج 15، صص 49و 50؛ بحارالانوار، ج 110، ص 51 به بعد.

جمــــعه ای دیگر گذشـت و باز هم مولا نیامد
باز هــــــم آن ســــــیّد و آن مقــتدای ما نیامد
چشـــــمهای پر گـــناه ما به در مـاندند و مولا
یک نگاه ســـــــــردِ معـــــــنا دار کرد امّـا نیامد
حُســـن یوسف را طلب با دِرهم معدود کردیم
چون دراهم بود معدود آن گل زهـرا نیامد
سیرت زیبای او عشق است ، ای عشاق عالم
چون طلـب کردیم صورت ، یار خوش سیما نیامد
بود چون باغ جـــــهان از خار و از خاشــاک لبریز
آن گل بی خــــــــار پروا کرد و در اینــــــجا نیامد
برده دل از مـــــا و ما را کرده او مجنون و شـیدا
آری آن صـــــیاد و دام و دانــه ی دلــــــها نیامد
کودکان گشـــــتند پیر و پیرها هم جان سپردند
جمعه پی در پی گذشــــت و باز هم مولا نیامد
شاعر : علی اسماعیلی

میلاد با سعادت منجی عالم بشریت، برپاکننده قسط و عدل
منتقم خون حسین(ع)، حضرت ولیعصر، امام زمان،
مهدی موعود (عج) بر عموم شیعیان جهان مبارک باد . . .
گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی / پیشش اگر از ما شکایت کرده باشی
حتی اگر بی آنکه مشتاقان بدانند / یک شب نمازی را امامت کرده باشی
یا در لباس ناشناسی در شب قدر / از خود حدیثی را روایت کرده باشی
پس مرمکهای نگاه ما عقیم ا ند / تو حاضری بی آنکه غیبت کرده باشی . . .
ولادت امام زمان (عج) مبارک


اعمال شب و روز نیمه شعبان

شب نیمه شعبان، شب بسیار مباركى است. از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه از امام محمدباقر علیهالسلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر افضل شبها است. در آن شب خداوند به بندگان، فضل خود را عطا مىفرماید و ایشان را به مَنّ و كَرَم خویش مىآمرزد. پس سعى و كوشش كنید در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب، كه آن شبى است كه خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدس خود كه سائلى را از درگاه خود تا زمانی كه مطلب گناهی را درخواست نکند؛ دست خالى برنگرداند. و آن شبى است كه قرار داده حق تعالى آن را از براى ما به مقابل آن كه قرار داده شب قدر را براى پیغمبر ما صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله. پس كوشش كنید در دعا و ثنا بر خداى تعالی و از جمله بركات این شب مبارك آن است كه ولادت با سعادت حضرت صاحب عصر امام زمان ارواحُنا لَهُ الفداء در سحر این شب سال دویست و پنجاه و پنج در سامراء واقع شده و باعث مزید شرافت این شب مبارك شده است .
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید....
ادامه مطلب
قالَ الاْمام الْمَهْدىّ(عليه السلام):
إنّا غَيْر مهْملينَ لمراعاتكمْ،
وَ لا ناسينَ لذكْركمْ،
وَ لَوْ لا ذلكَ لَنَزَلَ بكم اللاَّْوا، وَ اصْطَلَمَكم الاَْعْداء.
فَاتَّقوا اللّهَ جَلَّ جَلاله وَ ظاهرونا.
ما در رعايت حال شما كوتاهى نمی كنيم
و ياد شما را از خاطر نبرده ايم،
كه اگر جز اين بود گرفتاريها به شما روى میآورد
و دشمنان، شما را ريشه كن میكردند.
از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد.

این متن ها برای من -آقا- نمی شود
با این پیام ها دل من وا نمی شود
بگذار راست بگویم پس از عمری ادعا
قفل فرج به کذب و ریا وا نمی شود

چندگاهی ست وقتی می گویم: «اللهم کل لولیک الحجة بن الحسن»
با آمدن نام دلربایت دلم نمی لرزد
چندگاهی ست وقتی می گویم: «صلواتک علیه و علی آبائه »
به یاد مصیبت های اهل بیتت اشک ماتم نمی ریزم
چندگاهی ست وقتی می گویم: «فی هذه الساعة»
دگر به این نمی اندیشم که در این ساعت
کجا منزل گرفته ای
چندگاهی ست وقتی میگویم: «و فی کل الساعة»
دلم نمی سوزد که همه ساعاتم ازآن تو نیست
چندگاهی ست وقتی می گویم: «ولیا و حافظا»
احساس نمی کنم که سرپرستم، امامم کنار من ایستاده
و قطره های اشکم را به نظاره نشسته است
چندگاهی ست وقتی می گویم: «و قائدا وناصرا»
به یاد پیروزی لشکرت،
در میان گریه لبخند بر لبم نقش نمی زند
چندگاهی ست وقتی می گویم: «و دلیلا و عینا»
یقین ندارم که تو راهنما و نگهبان منی
چندگاهی ست وقتی می گویم: «حتی تسکنه أرضک طوعا»
یقین ندارم که روز حکومت تو بر زمین،
من هم شاهد مدینه فاضله ات باشم
چندگاهی ست وقتی می گویم: «و تمتعه فیها طویلا»
طعم عدالت را می چشند غبطه نمی خورم
اما...
چندگاهیست دعای فرج را چندبار می خوانم
تا هم با آمدن نامت دلم بلرزد، هم اشکم بریزد،
هم در جست و جویت باشم،
هم سرپرستم باشی،
هم به حال مردمان عصر ظهور غبطه بخورم
وهم احساس کنم خدا در
نزدیکی من است.....!
و باز هم با شرم
می گویم : اللهم عجل لولیک الفرج
یک سال دیگر هم گذشت
و چشممان به جمال مولای غایبمان روشن نشد...
و چرا بیاید؟ وقتی که اکثریت قریب به اتفاق ما شیعیان
در تمام سال از او غافلیم،
و قلیلی از ما نیز به هنگام مشکلاتمان از او یاد می کنیم...
اما آقای ما
به رو سیاهی مان نگاه نکن و به دستهای مان که خالی اند
و به زبانمان نیز گوش مسپار
که گناهکارتر از آن است که تو را با صداقت و اخلاص بخواند،
قلب آن اندک بندگان واقعی خداوند را ببين
که هر روز ـ صبح و شام ـ تو را می خوانند...
.: Weblog Themes By Pichak :.
